الشيخ السبحاني

92

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

من روى خود را به جانب كسى كردم كه آسمان‌ها و زمين را آفريده است ، در حالى كه به او ايمان خالص دارم و از مشركان نيستم . طرف سخن ابراهيم كسانى بودند كه مىانديشيدند ربوبيّت و كارگردانى موجودات زمينى ، از آن جمله انسان ، به اجرام آسمانى واگذار شده است . اين بيان مىرساند كه بحث ابراهيم ، دربارهء سه مطلب زير نبوده است : 1 . اثبات صانع ؛ 2 . توحيد ذات خدا و اينكه او يكى است و متعدد نيست ؛ 3 . توحيد در خالقيّت و اينكه خالقى جز او نمىباشد . بلكه نقطه محورى بحث او مربوط به توحيد در « ربوبيّت » ، « تدبير » و « كارگردانى » است و اينكه « مربّى » و « پرورنده » و « مدبّر و كارگردانى » براى موجودات زمينى جز « خداوند » نيست . از اين‌رو ، پس از اقامهء دليل و ابطال « ربوبيّت » اجرام سماوى ، فورا گفت : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . . ؛ آفريدگار آسمان‌ها و زمين ، « مدبّر » و « ربّ » آنها نيز هست و هرگز تدبير گوشه‌اى از جهان آفرينش ، به برخى از اجرام آسمانى واگذار نشده است . در نتيجه ، خالق و « مدبّر » يكى است نه اينكه خالق خدا است و مدبّر موجود ديگر . مفسران و گروه متكلم كه در « معارف » قرآن ، بحث و غور نموده‌اند ؛ در تفسير منطق ابراهيم دچار اشتباه‌هايى شده‌اند و تصوّر كرده‌اند : « هدف ابراهيم » نفى « خدايى » اين اجرام است ، يعنى آن خدايى كه همهء ملت‌هاى جهان به آن معتقد بوده و جهان خروشان هستى نشانهء وجود اوست . برخى ديگر تصور كرده‌اند : « هدف ابراهيم ، نفى « خالقيّت » اين اجرام است ، زيرا چه بسا ممكن است خداى جهان ، پس از آفريدن يك موجود كامل ، مقام خالقيّت را به برخى از موجودات واگذار كرده باشد » . در صورتى كه هر دو تفسير غير صحيح بوده و هدف ابراهيم پس از تسليم مسائلى به نام وجود خداى واجب الوجود و توحيد و يكتايى آن و يكتايى خالق ، در توحيد ديگرى به نام « توحيد ربوبى » و اين كه خالق جهان « مدبّر » آن نيز هست گفت‌وگو مىكند و جملهء « وجّهت وجهى . . . » بهترين گواه تفسير ياد شده است . از اين‌رو ، تمام